وبلاگ فرهنگي، علمی،ادبی، آموزشی (سرباز.ایرانشهر) به اين وبلاگ خوش آمدید.
| ||
|
قبل و بعد از ازدواج قبل از ازدواج: اي تير غمت را دل عشاق نشانه ! تا كــــــــــي به تمناي وصال تو يـگانه اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه؟ خواهد به سر آيد شب هجران تو يا نه؟ اي تير غمـــــــت را دل عشاق نشانـه! جمعي به تو مشغول و تو غايب زميانه رفتم به در صومعه عابـــــد و زاهــــد ديدم همه را پيش رخت راكع و ساجد در ميكــــده رُهبا در صومعه عابـــــد گه معتكف ديـرم و گه ساكن مسجـد يعني كه ترا مي طلبم خانه به خانه هر دركه زنم، صاحب آن خانه تويي،تو! هر جا كه روم،پرتو كاشانه تويي ، تو! در ميكده و ديــــر كه جانانه تويي ، تو! مقصود من از كعبه و بتخانه تويي، تو! مقصود تويي ، كعبه و بتخانه بهانه بلبل به چمن زان گل رخسار ،نشان ديد پروانه درآتش شد و اسرار، عيان ديد عارف، صفت روي تو درپير و جوان ديد يعني همه جا عكس رخ يار توان ديـد ديوانه منم ، من ، كه روم خانه به خانه شيخ بهايي اي عزيز : - در عشق جفا ببايد و وفا ببايد تا عاشق پخته قهر و لطف معشوق گردد، و اگر نه، خام بود و از او چيزي نخيزد. اگر دشنام دوست به از آفرين ديگران نداني ،هنوز از راه عشق بي خبري . هجران تو خوشتر از وفاي دگران منكر شدنت به از رضاي دگران. و اما بدان كه نماز از اركان مهم دين است، جهد كن اي عزيز ! تا در پنج نماز دل حاضر داري . و گر نه كردن و ناكردن يكي بود. و بدان كه فلاح ثمره نماز مقبول است، و مقبول آن بوَد كه خضوع و خشوع با آن به هم بوَد. (( قَد اَفلحَ المومنون الّذين هُم في صلاتِهِم خاشعُون)) صلات مقبول را ثمره فلاح بوَد. اي برادر در آن نكوش كه نماز بسيار كني ،در آن كوش كه در نماز مكتوبات دل چون حاضر داري. ((الا بذكرالله تطمئن القلوب )) اگر مرگم به نامـــــردي نگيرد ،مرا مهر تو در دل جاوداني است . و گر عمرم به ناكامي سرآيد ، تورو دارم كه ، مرگم زندگاني است . بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ،همه تن ،چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم ،شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ،شدم آن عاشق ديوانه كه بودم . يادم آمد كه شبي با هم ازآن كوچه گذشتيم ،پر گشوديم و درآن خلوت دل خواسته گشتيم ساعتي بر لب جوي نشستيم .تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ،من محو تماشاي نگاهت. هيچ ميداني كه رفتي من چه حالي داشتم دور خود مي گشتم و باخود جــــــدالي داشتم پيش خود در خلـــــوتم مـــــــــي سوختم اما چقدر روي شادي پيش چشـــــم اين اهالي داشتم آمـــــــــدي ،رفتـــي ولي زود از كنارخاطرم لحظه اي ديگر اگر بودي سئـــوالي داشتم.
از كوچه ي زيباي تو امروز گذشتم ، ديدم كه همان عاشق معشوقه پرستم ،يك لحظه به ياد تو در آن كوچه نشستم . ديدم كه زسر تابه قدم شوق و اميدم . هر چندگل از خرمن عشق تو نچيدم . آن شور جواني نرود لحظه اي از ياد . اي راحت جان و دل من خانه ات آباد ،با ياد رخت اين دل افسرده شودشاد. هرگزنشودمهر تو اي شوخ،فراموش. كي آتش عشق تو شود يك سره خاموش. هرجاكه نشستم سخن از عشق تو گفتم ،با اشك جگر سوز ،دل سخت تو سفتم،خاك ره اين كوچه به خارمژه رفتم،دل مي تپدازشوق كه امروز كجايي؟ شايد كه دگرباره ازاين كوچه بيايي.
|
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |