وبلاگ فرهنگي، علمی،ادبی، آموزشی (سرباز.ایرانشهر)
به اين وبلاگ خوش آمدید.
نويسندگان

مرد بطرف پسرش دوید ، او را از ماشین دور کرد و 

با چکش دست های پسر بچه را برای تنبیه او خرد و خمیر کرد . 

وقتی خشم پدر فرو نشست با عجله


وقتی اعتماد از بین برود رابطه به پایان خواهد رسید

فقدان اعتماد به سوء ظن می انجامد

سوء ظن باعث خشم و عصبانیت می شود

خشم باعث دشمنی می شود 

و 

دشمنی 

منجر به جدائی

 

یک تلفنچی  می گفت: ؛

- خانمي به من تلفن کرد . من هم گوشی را برداشتم و گفتم " واحد خدمات عمومی . بفرمائید " .

شخصی که تلفن کرده بود ساکت باقی ماند . او دو باره گفت ؛

واحد خدمات  عمومی . بفرمائید

وقتی که دیگر می خواست گوشی را بگذارد صدای زنی را شنید که می گفت :

آه ، پس اونجا واحد خدمات عمومی است . معذرت می خواهم ، من این شماره را در جیب شوهرم پیدا کردم اما نمی دانستم مال چه کسی است "

بدون اعتماد دو طرفه ، فکرش را بکنید که اگر تلفنچی بجای گفتن " واحد خدمات عمومی "  گفته بود " الو " چه اتفاقی می افتاد !

 

====================

 

کسی را با انگشت نشانه نگیرید

مردی به پدر همسرش گفت :

- عده بی شماری شما را بخاطر زندگی زناشوئی موفقی که دارید تحسین می کنند . ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید ؟

پدر با لبخندی پاسخ داد :

- هرگز همسرت را بخاطر کوتاهی هایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده . همواره این فکر را در یاد داشته باش که او بخاطر کوتاهی ها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند .

همه ما انتظار داریم که دوستمان بدارند و به ما احترام بگذارند . بسیاری از مردم می ترسند وجهه خود را از دست بدهند . بطور کلی ، وقتی شخصی مرتکب اشتباهی می شود به دنبال کسی می گردد تا تقصیر را به گردن او بیندازد . این آغاز نبرد است . ما باید همیشه به یاد داشته باشیم که وقتی انگشتمان را بطرف کسی نشانه می رویم چهار انگشت دیگر  خود ما را نشانه گرفته اند .

اگر ما دیگران را ببخشیم ، دیگران هم از خطای ما چشم پوشی می کنند .

 

============================== 

 

 

می خواهید رابطه ای بی نقص داشته باشید ؟

شخصی به یکی از مؤسسات همسریابی مراجعه کرد و گفت :

- من به دنبال یک همسر می گردم .

لطفاً به من کمک کنید تا همسر مناسبی پیدا کنم .

مسئول مربوطه پرسید - لطفاً خواسته های خودتان را بگوئید

- خوشگل ، مؤدب ، شوخ طبع ، اهل ورزش ، با معلومات ، خوب برقصد و بخواند . مایل باشد در تمامی ساعاتی از روز که در خانه هستم و بیرون نرفتم منو سرگرم کند .. وقتی به همدم احتیاج دارم برای من داستان های جالبی تعریف کند و هر وقت که خواستم استراحت کنم ساکت باشد مسئول مؤسسه با دقت به حرف های او گوش کرد و در پاسخ گفت :

- فهمیدم . شما به تلویزیون احتیاج دارید

مثلی هست که می گوید زوج بی نقص از یک زن کور و یک مرد کر درست شده است ، زیرا زن کور نمی تواند خطاهای شوهر را ببیند و مرد کر قادر به شنیدن غرغرهای زن نیست . بسیاری از زوج ها در مراحل اول آشنائی کور و کر هستند و رؤیای یک رابطه بی نقص را می بینند . بدبختانه ، وقتی هیجان های اولیه فرو می نشیند ، بیدار می شوند و متوجه می شوند که ازدواج به معنی بستری از گل های رُز نیست .

و کابوس آغاز می شود .

 

=================================

 

زورگوئی نکنید

بسیاری از روابط به این دلیل گسسته می شوند که یک طرف می خواهد به طرف دیگر زور بگوید و یا توقع زیادی دارد . مردم فکر می کنند که عشق بر هر چیزی پیروز می شود و همسرشان می تواند عادات بد خود را بعد از ازدواج ترک کند . عملاً ، اینطور نیست .

یک ضرب المثل چینی می گوید " تغییر شکل دادن یک کوه یا یک رودخانه آسانتر از تغییر دادن شخصیت یک انسان است "

دگرگونی آسان نیست . بنابراین ، توقع زیادی برای تغییر دادن شخصیت همسر منجر به دلخوری و ناخوشنودی می گردد .

تغییر دادن خود و کمتر کردن انتظارات درد کمتری دارد .

 ==========================

 

برداشت شخصی

تک تک مردم برداشت های مختلف دارند . گوشتی که یکنفر با لذت می خورد برای دیگری زهر است .

زن و شوهری یک خر از بازار خریدند . در راه یک پسر بچه گفت :

- چقدر احمقند.  چرا هیچکدام سوار خر نشده اند ؟

وقتی این حرف را شنیدند زن سوار بر خر شد و مرد در کنار آنها براه افتاد . کمی بعد پیر مردی آنها را دید و گفت :

- مرد رئیس خانواده است . چطور زن می تواند در حالی که شوهرش پیاده راه می رود سوار خر شود ؟

زن با شنیدن این حرف فوراً از خر  پیاده شد و جای خود را به شوهرش داد . لحظاتی بعد با پیر زنی مواجه شدند . پیر زن گفت :

- عجب مرد بی معرفتی . خودش سوار خر می شود و زنش پیاده راه می رود

مرد با شنیدن این حرف بسرعت به زنش گفت که او هم سوار خر شود . بعد به مرد جوانی برخوردند . او گفت :

- خر بیچاره ، چطور می توانی وزن این دو را تحمل کنی . چقدر به تو ظلم می کنند !زن و شوهر با شنیدن این حرف فوراً از خر پیاده شدند و خر را به دوش گرفتند .

 ظاهراً راه دیگری باقی نمانده بود . بعداً ، وقتی به پل باریکی رسیدند ، خر ترسید و شروع به جفتک زدن کرد . آنها تعادلشان را از دست دادند و به رودخانه سقوط کردند . هیچوقت ممکن نیست که همه شما را بستایند ، و یا لعنت کنند .

هیچگاه نه در گذشته ، نه در حال حاضر و نه در آینده چنین اتفاقی نخواهد افتاد .

بنابراین ، اگر وجدان راحتی داری از حرف دیگران زیاد دلخور نشو . 

================================ 

حرف درست

یک ضرب المثل چینی می گوید " یک حرف می تواند ملتی را خوشبخت یا نابود  کند " .

بسیاری از روابط به دلیل حرف های نابجا گسسته می شوند . وقتی یک زوج خیلی صمیمی می شوند دیگر ادب و احترام را فراموش می کنند .. ما بدون توجه به اینکه ممکن است حرفی که می زنیم طرف را برنجاند هرچه می خواهیم می گوئیم .

یکی از دوستان و همسر میلیونرش از کارگاه ساختمانی بازدید می کردند . یک کارگر که کلاه ایمنی به سر داشت آن زن را دید و فریاد زد

- مرا به یاد میاوری ؟ من و تو در دوران دبیرستان با هم دوست صمیمی بودیم

در راه بازگشت به خانه شوهر میلیونر به طعنه گفت :

- شانس آوردی که با من ازدواج کردی . وگرنه زن یک عمله و کارگر شده بودی

همسر پاسخ داد ..

- بر عکس تو باید قدر ازدواج با من را بدانی . وگرنه اون الان میلیونر بود ، نه تو در اکثر مواقع چنین بگو مگوهایی تخم یک رابطه بد را می کارد . مثل یک تخم مرغ شکسته ، که دیگر نمی توانی آن را به شکل اول در بیاوری

 

============================= 

صبور باش

این داستانی حقیقی است که اتفاق افتاده . 

مردی از خانه بیرون آمد تا نگاهی به وانت نوی خود بیندازد و کیف کند

ناگهان با چشمانی حیرت زده پسر سه ساله خود را  دید که شاد و شنگول با ضربات یک چکش 

رنگ براق ماشین را نابود می کند . 

مرد بطرف پسرش دوید ، او را از ماشین دور کرد و 

با چکش دست های پسر بچه را برای تنبیه او خرد و خمیر کرد . 

وقتی خشم پدر فرو نشست با عجله فرزندش را به بیمارستان رساند .

هرچند که پزشکان نهایت سعی خود را کردند تا استخوان های له شده را نجات دهند 

اما مجبور شدند انگشتان هر دو دست کودک را قطع کنند . 

وقتی که کودک به هوش آمد و باندهای دور دست هایش را دید با حالتی مظلوم پرسید

- انگشتان من کی در میان ؟

پدر به خانه برگشت و خودکشی کرد .

 

دفعه دیگری که کسی پای شما را لگد کرد و یا خواستید از کسی انتقام بگیرید 

این داستان را به یاد آورید . 

قبل از آنکه با کسی که دوستش می دارید صبر خود را از دست بدهید 

کمی فکر کنید . 

وانت را می شود تعمیر کرد . 

انگشتان شکسته و احساس آزرده را نمی توان ترمیم کرد . 

در بسیاری از موارد ما تفاوت بین شخص و عملکرد او را متوجه نمی شویم . 

ما فراموش می کنیم که بخشیدن با عظمت تر از انتقام گرفتن است .

 

  

مردم اشتباه می کنند

ما هم مجاز هستیم که اشتباه کنیم

ولی تصمیمی که در حال عصبانیت می گیریم 

تا آخر عمر دامان ما را می گیرد .

 

=============================

 

درد من حصار برکه نیست

درد من زیستن با ماهیانی است که 

فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است

 



--من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی /  ولی بی دوست میمیرم در این مرداب تنهایی

شاد باشید

[ پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ] [ 21:34 ] [ ebn-mazaher ]
درباره وبلاگ

به وبلاگم خوش آمديد.نيازمند نظرات مفيد شما هستم. با سپاس : ملازاده
امکانات وب
بک لینک فا
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران