|
وبلاگ فرهنگي، علمی،ادبی، آموزشی (سرباز.ایرانشهر) به اين وبلاگ خوش آمدید.
| ||
|
*به نور نگاه كن ، سايه ها پشت سرت خواهند بود. ارسالي از: ركني - احمدآباد [ دوشنبه 09 مرداد 1391 ] [ 11:36 ] [ ebn-mazaher ]
مورچه و سلیمان نبی (ع) روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود. مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد. ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود. آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت. مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند. خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم. خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد. این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج میشوم." "وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟" مورچه گفت آری او می گوید : --و چون انسان را نعمت بخشيم روى برتابد و خود را كنار كشد و چون آسيبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد قران كريم [ دوشنبه 09 مرداد 1391 ] [ 10:46 ] [ ebn-mazaher ]
تصوير ذهني انسان از خويشتن : آيا هيچوقت دقت كرده ايد كه وقتي احساس خوبي در باره خود داريد ديگران هم بهتر از هميشه بنظر مي رسند؟ وآيا اين تغيير در ديگران جالب توجه و يا حتي عجيب نيست؟ جهان باز تابي از خود ماست . وقتي از خود بيزاريم ،از همه بيزاريم و وقتي به همين كه هستيم عشق مي ورزيم ،تمام جهان به نظر فوق العاده و دوست داشتني مي آيد . تصويري كه انسان از خويشتن در ذهن دارد دقيقا تعيين مي كند كه چه رفتارهايي از او سر خواهد زد ،با چه كساني دوستي خواهد كرد،براي چه چيزهايي دست به تلاش خواهد برد و از چه چيزهايي اجتناب خواهد كرد.منشاء تمام افكار وحركات ما چگونه ديدن خويشتن است .تجربيات ،موفقيتها ،شكستها،افكاري كه در باره خود داريم و واكنشهاي ديگران نسبت به ما ،همه و همه شكل دهنده تصويري هستند كه از خويش در ذهن داريم و اعتقاد به حقيقي بودن اين تصوير است كه سبب مي شود زندگي را دقيقا در چارچوب آن به پيش ببريم. تصوير ذهني انسان از خويشتن درست مانند يك ترموستات عمل مي كندو رفتارهاي او دردامنه محدود اين تصوير رقم مي خورد. پس بياييد افكار شاد وسلامت داشته باشيد خود را سلامت تصور كنيد و سلامتي را حق انساني و شايسته خودد بدانيد. ازهمه مهمتر ،با خود ملايم باشيد . خود را دوست داشته باشيد تا ديگران را دوست داشته باشيد. حال را دريابيد و غصه فردا نخوريد . آنچه كه داريم امروز است... *راز شادزيستن :اندرو متيوس [ یکشنبه 08 مرداد 1391 ] [ 17:10 ] [ ebn-mazaher ]
قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟ تو دادگاه وکیل مدافع میگه: جناب قاضی! خانمی نه چندان خوش قیافه به همسرش می گه: شباهت من و خورشید چیه؟ شوهرش می گه: به جفتتون نمی شه مستقیم نگاه کرد. به یارو میگن دگرگونی یعنی چه ؟ میگه : یعنی این گونی نه یک گونی دیگه!! [ یکشنبه 08 مرداد 1391 ] [ 17:05 ] [ ebn-mazaher ]
براي اينكه بتوانيم اعتماد بچه هايمان را بيشتر به خودمان جلب كنيم بايد آنها را درك كنيم . به اين پرسش و پاسخ توجه كنين: ((مريم)) دوازده ساله پريشان و گريان بود. دختر عموي مورد علاقه اش بعد از تمام شدن تابستان به خانه اش بر مي گشت: مريم: فاطي داره ميره، من دوباره تنها ميشم . مادر: ميتوني يه دوست ديگه بگيري! مريم: من تنها ميشم! مادر: عادت ميكني. مريم: اوه مامان (باهق هق). مادر: تو با اينكه دوازده سالته هنوز يه بچه جيغ جيغوئي مريم خيره به مادر نگاه كرد و به اتاقش گريخت. اين صحنه مي توانست پايان خوشتري هم داشته باشد. احساسات يك بچه بايد جدي گرفته شود، حتي اگر خود موقعيت چندان جدي نباشد. از نظر مادر، شايد جدا شدن يك بچه از همبازيش آنقدر مهم نباشد كه او را به گريه وادارد، اما اين دليل نمي شود كه با بچه همدردي نكند. مادر بايد به خود مي گفت: - مريم ناراحت است. من بهتر از هر كس مي توانم به او بفهمانم كه دردش را حس مي كنم. شايد بهتر بود او يك يا تمام اين حرفها را به دخترش مي زد: الف) بدون فاطي تنها مي شوي.! ب) دلت برايش تنگ مي شود.! ج) به راستي جدا شدن از يك دوست سخت است.! د) خانه بدون فاطي واقعا خالي است.! چنين واكنش هايي مي تواند بين والدين و بچه روابطي گرم به وجود آورد. وقتي احساسات بچه درك شد، تنهايي و ناراحتي خودرا كم كم فراموش مي كند و عشق او نسبت به مادر افزايش مي يابد چون مادر او را درك كرده است. همدردي مادر به منزله تسلايي براي ضمير جريحه دار شده بچه موثر واقع مي شود. [ جمعه 06 مرداد 1391 ] [ 16:31 ] [ ebn-mazaher ]
چرچیل روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه میرفت. هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم. راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” . چرچیل از محبوبیتش و علاقهی این فرد به خودش خوشحال و ذوقزده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد. راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور پدر چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم اینجا منتظر میمانم [ چهارشنبه 04 مرداد 1391 ] [ 11:46 ] [ ebn-mazaher ]
فکر کردن بهترین راه برای تمرین و فعالیت کردن مغز است . نداشتن فکر جالب و مهیج به کاهش حجم مغز کمک می کند.
نخوردن صبحانه افرادی که صبحانه نمی خورند میزان قند خون آنها پایین می آید و این باعث میشود مواد قندی کافی به مغز نرسد . پرخوری پرخوری باعث سخت شدن دیواره های رگهای مغزی شده و باعث کاهش فعالیت مغز و فکر میشود. سیگار کشیدن سیگار باعث کاهش حجم مغز شده و بیماریهایی مثل آلزایمر را سبب میشود. مصرف بیش از حد شکر مصرف زیاد شکر باعث کاهش جذب پروتئین و مواد مغذی میشود و در رشد و فعالیت مغز اختلال ایجاد میکند آلودگی هوا مغز یکی از بزرگترین مصرف کننده گان اکسیژن است تنفس در هوای آلوده باعث میشود اکسیژن کمتری به مغز برسد و این تاثیر نامطلوبی بر مغز دارد. کمبود خواب مغز در هنگام خواب استراحت می کند و نخوابیدن برای مدت طولانی به سلولهای مغز آسیب می رساند. با سر پوشیده خوابیدن اگر فرد در هنگام خواب سر خود را با کلاه یا چیزی شبیه این بپوشاند باعث افزایش دی اکسید کربن و کاهش اکسیژن در مغز شده و تاثیر خطرناکی بر مغز دارد. کار کشیدن از مغز در هنگام بیماری کار سخت یا مطالعه کردن در حین بیماری باعث میشود فشار زیادی بر مغز وارد شود و این خطرناک است. عدم تفکر و اندیشه مهیج و جالب فکر کردن بهترین راه برای تمرین و فعالیت کردن مغز است . نداشتن فکر جالب و مهیج به کاهش حجم مغز کمک می کند. [ چهارشنبه 04 مرداد 1391 ] [ 10:29 ] [ ebn-mazaher ]
این یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده. فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد. ۱- تلفن زنگ میزنه ۲- بچه تان گریه میکنه ۳-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه ۴- لباس ها را بیرون روی طناب پهن کرده اید و بارون میگیره ۵- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها رو انجام میدید؟ یعنی از شماره ی ۱ تا ۵ رو با چه اولویتی انجام میدید؟ اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش ادامه مطلب رو ببینید.
ادامه مطلب [ یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 13:51 ] [ ebn-mazaher ]
میدانید...؟ *پوست بادام هندي داراي روغني است که براي پوست بسيار آزاردهنده است *پرطرفدارترين تنقلات در آمريکا، چيپس است *کوکاکولا اولين نوشيدني است که در فضا مصرف شد *هر ۲۸گرم شکلات شيري حاوي ۶ميلي گرم کافئين است *افراد سيگاري نسبت به غير سيگاريها، قند بيشتري مصرف ميکنند *باکتري عامل پوسيدگي دندان، آکنه، سل و جذام از طريق مصرف بادام هندي قابل درمان است *در جهان مرگ و مير افراد به علت افتادن نارگيل روي سر نسبت به حمله کوسه به انسان بيشتر است. سالانه حدود ۱۵۰نفر بر اثر اين حادثه جان خود را از دست ميدهند *هر درخت قهوه، سالانه حدود نيم کيلو گرم قهوه توليد ميکند *گاهي از عسل براي تهيه مخلوط ضديخ استفاده ميشود *با قراردادن کاسه حاوي سرکه سيب در قسمتهاي مختلف خانه، ميتوان بوي نامطبوع را از بين برد [ یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 13:06 ] [ ebn-mazaher ]
مقاصد پنهان همه سوالات بچه ها هدفدار است وقتي بچه ها سوال مي كنند، اگر ما اوليا و معلمان آگاهي و دقت لازم را داشته باشيم به راحتي مي توانيم در دنياي بچه ها وارد شويم و اعتماد آنها راجلب نموده وبه آنها اطمينان داده و از استرس آنان بكاهيم. ((امير)) پنج ساله، در اولين ديدارش از كودكستان كه هنوز مادرش او را همراهي مي كرد به نقاشي هاي روي ديوار نگاه كرد و با صدايي شبيه فرياد گفت: _ كي اين نقاشي هاي زشت را كشيده؟ مادر دستپاچه شد و با ناباوري نگاهي به پسر انداخت و شتا بزده گفت: - اين اصلا درست نيست به يك نقاشي قشنگ بگوييم زشت است. معلم كه به منظور اصلي بچه از سئوال پي برده بود، لبخندي زدو گفت: - اينجا لازم نيست نقاشي هاي قشنگ بكشي. اگه دلت بخواد ميتوني نقاشي زشت هم بكشي. لبخندي بر لبان امير نقش بست. چرا كه براي سئوال پنهان خويش پاسخي يافته بود ((بابچه اي كه خوب نقاشي نمي كند چيكار مي كنين؟ )) بعد امير يك مسلسل شكسته از زمين برداشت و باقيافه حق بجانبي پرسيد: - كي اين مسلسل را شكسته؟ مادر پاسخ داد: - براي تو چه فرقي ميكنه كه كي اينو شكسته؟ تو كه كسي رو اينجا نميشناسي؟ اميردنبال اسم مخصوصي نبود. او مي خواست بفهمد چه بر سر بچه هايي كه اسباب بازي ها را مي شكنند مي آيد. معلم كه باز مفهوم سئوال را در يافته بود جواب مطلوبش را داد: - اسباب بازي براي بازي كردنه بعضي وقتا هم مي شكند. خوب پيش مياد. اميرراضي به نظر مي رسيد. او از پاسخ هاي معلم اطلاعات لازم را به دست آورده بود(( چه خانوم خوبيه. زود عصباني نمي شه –حتي وقتي عكس زشت مي كشيم يا اسباب بازي مي شكنيم. اينجا آدم راحته.)) امير دستي براي مادر تكان داد و به اتفاق معلم رفت تا اولين روز كودكستان را شروع كند.
[ جمعه 30 تیر 1391 ] [ 23:12 ] [ ebn-mazaher ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||