|
وبلاگ فرهنگي، علمی،ادبی، آموزشی (سرباز.ایرانشهر) به اين وبلاگ خوش آمدید.
| ||
|
از كوچه ي زيباي تو امروز گذشتم ، ديدم كه همان عاشق معشوقه پرستم ،يك لحظه به ياد تو در آن كوچه نشستم . ديدم كه زسر تابه قدم شوق و اميدم . هر چندگل از خرمن عشق تو نچيدم . آن شور جواني نرود لحظه اي از ياد . اي راحت جان و دل من خانه ات آباد ،با ياد رخت اين دل افسرده شودشاد. هرگزنشودمهر تو اي شوخ،فراموش. كي آتش عشق تو شود يك سره خاموش. هرجاكه نشستم سخن از عشق تو گفتم ،با اشك جگر سوز ،دل سخت تو سفتم،خاك ره اين كوچه به خارمژه رفتم،دل مي تپدازشوق كه امروز كجايي؟ شايد كه دگرباره ازاين كوچه بيايي. [ سهشنبه 23 اسفند 1390 ] [ 21:36 ] [ ebn-mazaher ]
به ديدارم چه روزي خواهي آمد كه من زيباترين جامه بپوشم بچينم آنقدر گل هاي زيبا كه انديشي كه من يك گل فروشم از آن ترسم تورا تا من ببينم زشادي من ببازم عقل و هوشم به وقت ترك من دانستي اي دوست كه من بعد از تو دگر خانه بدوشم اگر روزي به ديدارم نيايي دگر تا آخر دنيا من خموشم
[ سهشنبه 23 اسفند 1390 ] [ 21:23 ] [ ebn-mazaher ]
اگردوست داريد هميشه تندرست و سلامت باشيد پس اين چند نكته را به ذهن بسپاريد.... به ادامه مطلب برويد
ادامه مطلب [ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 16:49 ] [ ebn-mazaher ]
در بسیاری از جوامع کنونی،اعتیاد به اشکال گوناگونی بروز کرده است. تا کنون اعتیاد به مواد مخدر، یکی از مشکلات بزرگ بهداشتی بوده، ولی امروزه اعتیاد به قمار، مسائل جنسی و اینترنت نیز به لیست مشکلات بهداشتی اضافه شده است.
ادامه مطلب [ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 16:41 ] [ ebn-mazaher ]
هر زمان شايعه اي روشنيديدو يا خواستيد شايعه اي را تکرار کنيد اين فلسفه را در ذهن خود داشته باشيد...
ادامه مطلب [ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 16:27 ] [ ebn-mazaher ]
مرد بطرف پسرش دوید ، او را از ماشین دور کرد و با چکش دست های پسر بچه را برای تنبیه او خرد و خمیر کرد . وقتی خشم پدر فرو نشست با عجله
ادامه مطلب [ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 21:34 ] [ ebn-mazaher ]
[ چهارشنبه 17 اسفند 1390 ] [ 10:32 ] [ ebn-mazaher ]
مرد نابینایی کنار خیابان نشسته و کاسه ای جلویش قرار داده بود که چند سکه داخلش خودنمایی می کرد ،کنار دستش نیز مقوایی قرار داشت که رویش نوشته شده بود :ّ«« من هم نابینا هستم و هم لال ،به من کمک کنید...»» در همین لحظه مردی که نویسنده معروفی بود،به آرامی از کنار پیرمرد گذشت و با خود فکر کرد که چرا مردم به او کمک نمی کنند ؟سپس فکری به سرش زد و چند قدمی را که رفته بود برگشت ،یک اسکناس از جیبش در آورد و داخل کاسه انداخت و بعد به آرامی مقوا را برداشت و مقوایی دیگر را که رویش چیزی نوشت ،گذاشت به جای آن و به راهش ادامه داد. از فردای آن روز پیرمرد نابینا خوشحال بود که باید ساعتی یک بار کاسه را که از کمک های مردم پر شده بود ،داخل جیبش خالی کند . او هرگز نفهمید که چرا مردم یکباره اینقدر با او مهربان شده اند . همانطور که هر گز نفهمید مقوایش عوض شده ،مقوایی که رویش نوشته شده بود:«« امروز هم یکی از روزهای زیبای خداوند است ،حیف که من نمی توانم آن را ببینم و به خاطر این روز زیبا به شما تبریک بگویم ...»» [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 19:34 ] [ ebn-mazaher ]
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 19:25 ] [ ebn-mazaher ]
اعتیاد به معنی تمایل به مصرف مستمر یا متناوب یک ماده برای کسب لذت یا رفع احساس ناراحتی اطلاق میشود که قطع آن ناراحتیهای روانی یا اختلالات جسمانی ایجاد میکند. در گرایش به اعتیاد عوامل مختلفی شناسایی و مطرح شده اند. این عوامل هر...
ادامه مطلب [ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 20:14 ] [ ebn-mazaher ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||