وبلاگ فرهنگي، علمی،ادبی، آموزشی (سرباز.ایرانشهر)
به اين وبلاگ خوش آمدید.
نويسندگان

کادوی  ارزشمند

دختری که با پدر فقیرش زندگی می کرد ،یک روز جعبه زیبای کادو پیچی شده ای را به عنوان هدیه به پدر داد . مرد آن را با خوشحالی باز کرد ،اما داخل جعبه هیچی نبود . پدر با دلخوری به فرزندش گفت : دخترم وقتی به کسی کادو می دهی ،باید داخل جعبه چیزی باشد .... دخترک گریه کنان گفت : داخل جعبه پر است ،اما شما نمی بینی ،من چون پولی نداشتم ،بوسه هایم را داخل کادو گذاشتم ...

سالها از آن ماجرا گذشت .دختر جوان شوهر کرد و به شهر دیگری رفت ،اما پدرش که پیر شده بود ،هر وقت دلش تنگ می شد به سراغ جعبه کادو می رفت و چند بوسه از داخلش بر می داشت.


[ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 20:05 ] [ ebn-mazaher ]
درباره وبلاگ

به وبلاگم خوش آمديد.نيازمند نظرات مفيد شما هستم. با سپاس : ملازاده
امکانات وب
بک لینک فا

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید