وبلاگ فرهنگي، علمی،ادبی، آموزشی (سرباز.ایرانشهر)
به اين وبلاگ خوش آمدید.
نويسندگان

غضنفر می گن:برو لباس مشکی بپوش میخوایم بریم عزاداری پدرت .میگه:حس می کنم یه اتفاقی افتاده شما به من نمی گید..

----

یکی می زنه زیر گوش دوستش اون عصبانی میشه یقه ی دوستش را می گیره میگه مرد حسابی جون ننه ات بگو جدی زدی یا شوخی بود.

دوستش با عصبانیت میگه :خیلی هم جدی بود. اولی میگه خدا را شکر آخه من با کسی شوخی ندارم.

----

غضنفر تو ترافیک گیر میکنه

میگه : ها ماشالا !

به این میگن عروسی !

----

شعر بعد از طلاق: یارب آن نوگل خندان که سپردی به منش انقدر لوس و ننر شد که سپردم به ننش!

--------

ازغضنفرمی پرسن :عروسی پسرت کی هست؟
می گه:این دوشنبه نه چهارشنبه ی بعدی


[ پنج‌شنبه 29 تیر 1391 ] [ 20:10 ] [ ebn-mazaher ]
درباره وبلاگ

به وبلاگم خوش آمديد.نيازمند نظرات مفيد شما هستم. با سپاس : ملازاده
امکانات وب
بک لینک فا
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران